تولید در داخل کشور یا انتقال به خارج از مرزها؟
خروج کارخانجات از کشور منتقدان خود را داشته است. از جمله معایبی چون ریسک‌های تهدیدکننده به سبب مناطق جغرافیایی_سیاسی خاص، تفاوت زبانی زیاد و به دنبال آن ارتباطات ضعیف‌تر اقتصادی سبب شد تا این‌بار سیاستگذاران اقتصادی فراخوان بازگرداندن واحدهای صنعتی تولیدی خود را مطرح نمایند.

تولید در داخل کشور یا انتقال به خارج از مرزها؟
Reshoring or offshoring?

مقدمه:
 در سال‌های گذشته (سال 1985 تا کنون) بسیاری از تولیدکنندگان کشورهای مختلف جهان به منظور تولید محصولات خود اقدام به احداث کارخانجات متعدد در سایر کشورها نموده‌اند. سیاستگذاران با در نظر گرفتن مزایایی چون هزینه‌های پایین‌تر، بهره‌گیری از نیروی کار ارزان قیمت و در دسترس بودن نیروی کار ماهر و ... اقدام به خارج کردن کارخانجات از کشورهای خود نمودند. در طول 40 سال گذشته، شرکت‌های تولیدی متعددی با زمینه فعالیت‌های متفاوت از کشورهای توسعه یافته که هزینه تولید بالایی دارند به کشورهای کم هزینه منتقل شده‌اند. با توجه به گفته‌های هارولد سیرکین(Sirkin.2013)، تغییر تولید جهانی آونگ اصلی اقتصاد را در نهایت به سمت نقطه‌ی آغاز، نوسان داده است. در سال 2008 رکود اقتصادی در ایالات متحده، انگیزه‌ی مناسبی را برای شرکت‌ها فراهم آورده است تا بتوانند استراتژی زنجیره تامین جهانی را مجدداً ارزیابی نمایند.
خروج کارخانجات از کشور منتقدان خود را داشته است. از جمله معایبی چون ریسک‌های تهدیدکننده به سبب مناطق جغرافیایی_سیاسی خاص، تفاوت زبانی زیاد و به دنبال آن ارتباطات ضعیف‌تر اقتصادی سبب شد تا این‌بار سیاستگذاران اقتصادی فراخوان بازگرداندن واحدهای صنعتی تولیدی خود را مطرح نمایند. شرکت‌ها به طور فزاینده‌ای دریافته‌اند که هزینه‌ها، خطرات و اثرات استراتژیکی که قبلاً نادیده گرفته شده‌اند، می‌توانند بر معدود مزایای خروج کارخانجات از کشور غلبه کنند. آن‌ها شاهد مزایای حاصل از نزدیکی و مجاورت کارخانجات، به عنوان مثال تولید سریعتر و ایجاد مشاغل مولد در بازار داخلی هستند. تا آنجاکه بر اساس تحقیقات صورت گرفته بازگشت تولید مجدد در داخل کشور، به عنوان سریع‌ترین و کارآمدترین راه برای تقویت اقتصاد در کشورها مطرح شده‌است.
گزارشات اخیر نشان داده است که سرعت بازگشت مجدد تولید داخلی در آمریکا، رو به افزایش است (Adelmann.2013). گزارش ارائه شده توسطBCG (گروه مشاوره ای بوستون: شرکت مشاوره بوستون در سال ۱۹۶۳ توسط بروس دی. هندرسون راه‌اندازی شد و در حال حاضر به‌عنوان یکی از سه شرکت بزرگ مشاوره در جهان شناخته می‌شود، که دارای 81 دفتر در 45 کشور جهان می‌باشد.) نشان داده است که در انتهای این دهه، بیش از پنج میلیون شغل در کارخانجات تولیدی آمریکا به‌وجود خواهند آمد. گروه مشاوره‌ی بوستون اعلام کرده است که بیش از 200 شرکت آمریکایی با فروش بالغ بر هزار میلیارد دلار در حال بازگشت هستند (Boston.2013). در راستای تحقق این امر، نرخ بیکاری به میزان 3.2 درصد کاهش خواهد یافت (Boston.2013). روند تولید مجدد در داخل مرزهای این کشور از سال 2005 آغاز شده و به سرعت رو به افزایش است.
افزایش هزینه‌های نیروی کار در کشورهای در حال توسعه، قیمت بالای نفت، افزایش هزینه‌های حمل و نقل و آگاهی از زنجیره‌ی تأمین جهانی همگی باعث شده‌اند تا سیاستگذاران ایده بازگشت شرکت‌های تولیدی به کشور مبدأ را مطرح کنند. همچنین، بسیاری از شرکت‌ها گام های مناسبی را برای مدیریت بهتر ریسک در نظر گرفته‌اند. همچنین، کاهش طول زنجیره ی تأمین نیز منجر به بهبود رضایت مشتری خواهد شد (Nelson.2013).
واکاوی مسئله:
در حال حاضر بررسی‌ها نشان می‌دهد که کشورهای توسعه یافته، دیگر به معدود مزایای خروج کارخانجات از کشورها مانند بهره‌گیری از نیروی کار ارزان قیمت و در دسترس بودن نیروی کار ماهر بسنده نمی کنند و با تحقیقات و مطالعات به‌عمل آمده بسیاری از دولتمردان بنا به دلایل زیر به بررسی بازگشت مجدد تولید در داخل مرزهای کشور می پردازند:
کمک به ایجاد تعادل در کسری بودجه و فعالیت‌های تجاری، کاهش بیکاری با ایجاد مشاغل مولد که یکی از مهمترین مسائل در کاهش رشد نرخ بیکاری بشمار می‌رود. کاهش نابرابری درآمد که دولت از طریق اتخاذ سیاست‌های مناسب اقتصادی مانند بازگرداندن واحدهای صنعتی تولیدی می‌تواند بیشترین تأثیر را بر این امر داشته باشد. ایجاد انگیزه در استخدام نیروی کاری ماهر با بیان رو به رشد بودن تولید حرفه‌ای، حفظ قابلیت‌های صنعتی مورد نیاز برای دفاع ملی کشور که امری ضروری به‌شمار می‌رود. زمان کمتر جهت فرآوری و انجام کار که هر چه زمان بین تصمیم‌گیری به تولید کالایی خاص و آغاز تولید آن کاهش یابد میزان بهره‌وری تولید افرایش می‌یابد. کیفیت عالی و سازگاری محصول، دسترسی به نیروی کاری ماهر، هزینه‌های پایین حمل و نقل، پاسخ بهتر و سریعتر به تغییر خواسته‌های مشتری، نوآوری بهبود و توسعه یافته و تمایز محصولات، انگیزه‌ها و مشوق‌های مالیاتی داخلی از جمله دلایل مهم برای مطرح شدن ایده بازگشت مجدد تولید به کشورهای مبدأ می‌باشند.
علاوه بر موارد فوق، می‌توان به مسائل کلیدی و مهمی دیگری که باعث تحریک سیاستمداران به اتخاذ استراتژی‌های فراخوانی مجدد واحدهای صنعتی تولیدی از سراسر جهان به کشور مبدأ شده است اشاره نمود از جمله:
شرکای کسب و کار داخلی، نیاز به ارائه‌ی خدمات بهتر و بیشتری نسبت به فروشندگان کالاهایی که به خارج از مرزها فرستاده شده‌اند، پیدا خواهند نمود. عقد قراردادهای تجاری با فروشندگان کالاهایی که در خارج از مرزها تولید شده، بسیار پیچیده و وقت‌گیر می‌باشد.
به منظور تحقق این امر، آن‌ها ابتدا به بررسی و ارزیابی مکان‌ها و مناطق مناسب در کشور خود جهت بازگشتن و احداث و ایجاد واحدهای صنعتی(طرح آمایش سرزمین) پرداخته‌اند همچنین ترسیم طرح انتقال کارخانجات و پیاده سازی طرح کسب و کاری که بیانگر سود حاصل از هزینه‌ی ابتکار و نوآوری را در تولید مجدد داخلی نشان می‌دهد امری اجتناب ناپذیر و ضروری است.
براساس مطالعات صورت پذیرفته، به منظور نیل به این هدف یکی از مهم‌ترین فعالیت‌ها همزمان با فراخوانی واحدهای صنعتی، به‌روز نمودن فناوری و نیز بهینه سازی محصول می‌باشد.
تحقیقات نشان داده است که 76٪ از آمریکایی‌ها به خرید کالاهایی روی آورده‌اند که بر روی آن‌ها برچسب "ساخت آمریکا" قرار دارد. از مهم‌ترین دلایل خریداران می‌توان به کیفیت، ایمنی، و دوام که در لوازم خانگی، پوشاک، مبلمان، و خودرو رعایت می‌شوند اشاره نمود. بدیهی است به منظور حفظ این درصد بالای تمایل به خرید کالای ساخت آمریکا توسط خریداران بایستی تولیدکنندگان به طور مداوم نیازها و خواسته‌های مشتریان را مورد بررسی قرار داده و با تغییر خواسته‌های مشتریان تغییرات لازم را ایجاد نمایند. به منظور تعیین دقیق‌تری از رفتار مصرف کننده، تحقیقات بیش‌تری لازم است. به منظور پر کردن برخی از این شکاف‌ها، طرح تولید مجدد داخلی منجر به ایجاد یک برنامه برای خرده فروشان و تولید کنندگان خواهد شد. از این امر برای ارزیابی رفتار مصرف کننده‌های محصولات آمریکایی استفاده می شود. به این ترتیب، نه تنها کشورهای توسعه یافته به خرید کالاهای تولید شده در کشور خود تمایل دارند بلکه تفاوت کیفیتی فاحشی بین کالاهای آمریکایی و چینی (و متناظر، بریتانیا، کانادا، فرانسه، و آلمانی در مقابل کالاهای چینی) مشاهده شده است.


بحث و نتیجه‌گیری:
با گذشت بیش از 40 سال از احداث کارخانجات تولیدی در خارج از مرزها، سیاستگذاران با مسائل کلیدی و مهمی چون ایجاد اشتغال پویا و کسب درآمد، حفظ فناوری و دانش بومی و فنی، موجودی پایین‌تر و افزایش نوآوری مواجه گشته‌اند که این دلایل دولتمردان را به سمت تولیدات مختلف در داخل مرزهای کشور سوق داده است. این نگرش با درنظر گرفتن تمامی هزینه‌های تولید و شرایط و عوامل تأثیرگذار بر آن به‌عمل آمده است.
طرح بازگشت تولید مجدد داخلی، برای تولید کنندگانی در نظر گرفته شده است که بتواند فرصت‌های تولید مجدد داخلی (بازگرداندن خط تولید در کشور) و همچنین بازگرداندن تولیدات خارجی به کشورهای مبدأرا شناسایی و تعیین نمایند.
با استفاده از تجزیه و تحلیل میزان بقاء مجموعه واحدهای تولیدی بدست آمده از 249 تجربه‌ی خروج واحدهای تولیدی به خارج از کشور و همچنین بازگزداندن آن‌ها به داخل کشور، علت بقاء شرکت‌های مختلف و اثرات مربوط به آن نیز بررسی گردیده است. نتایج نشان داده‌ که عوامل متنوعی مانند تنوع صنعت، شرایط سیاسی و اقتصادی در کشور میزبان و میزان تولید شرکت به طور قابل توجهی بر طول مدت این فرآیند تأثیر گذار خواهند بود. تجزیه و تحلیل انگیزه‌های موجود برای تولید مجدد داخلی نشان داده است که مسائل مربوط به کیفیت، تولید مجدد داخلی را به عنوان یک عامل کلیدی برای کاهش خروج کارخانجات از کشور مطرح نموده است. به طور خاص، احتمال پایان تولید در خارج از کشور و همچنین بازگشت آن به داخل ممکن است توسط صنایع دانش بنیان و مبتنی بر فناوری با افزایش بهره‌وری، روش‌های کاهش مصرف انرژی و بالابردن سطح اتوماسیون و کوچک شدن ابعاد و اندازه شرکت‌ها، هزینه‌ها را کاهش دهند. با توجه به بررسی‌های به‌عمل آمده و مطالعات صورت پذیرفته و استفاده از تجربیات کشورهای توسعه یافته این باور که سیاستگذاری در کشور ما نیز باید به سوی تولید با تکیه بر دانش فنی، ابتکار و فناوری و راه‌اندازی صنایع سازگار با محیط زیست در فاصله کمتر به مراکز شهرها سوق یابد. در این میان با کاهش فاصله بین کارخانجات بدون ایجاد آلاینده‌های زیست محیطی می‌توان شاهد کاهش چشم‌گیر هزینه‌های حمل و نقل و همچنین دسترسی راحت‌تر به نیروی کار ماهر و در ادامه تولید سریع و ایجاد مشاغل مولد در بازار داخلی بود. از این‌رو توجه ویژه به مزیت‌های نسبی و قابلیت‌های منطقه‌ای امری ضروری به نظر می‌رسد. همان‌گونه که ملاحظه می‌گردد مسئله اشتغال پایدار و مولد، تولید بهینه و دانش بنیان، اتکاء بر توانمند‌ی‌های داخلی، افزایش بهره‌وری، استفاده از فناوری‌های بومی و زیست‌سازگار و نیز توجه به درآمدهای مالیاتی امروزه به‌عنوان یک خط‌مشی و راهکار بنیادی حتی در کشورهای توسعه یافته مطرح گردیده است. لذا استفاده از این تجارب با توجه به فراهم بودن تمامی زمینه‌های علمی- فنی و انگیزشی در کشور جمهوری اسلامی ایران می‌تواند مسیر دست‌یابی به اهداف فوق را تسهیل نماید. بدیهی است نیل به اهداف ذکر شده نیازمند بازنگری و به‌روز نمودن مجموعه قوانین و مقررات در خصوص استقرار واحدهای صنعتی در کشور می‌باشد.


 
جهانگير شاهمرادي
رئيس هيأت مديره و مدير عامل
 
نویسنده :  جهانگیر شاهمرادی    |    1395/7/24

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 743
6.1/10 (تعداد آرا 10 نفر )